الشيخ اسماعيل الصالحي المازندراني

137

شرح كفاية الأصول

4 وجه چهارم : در بيان وجه چهارم براى تصوير قدر جامع بنا بر مسلك اعمّى چنين گفته مىشود : وضع الفاظ عبادات ، دو مرحله‌اى است ، به اين صورت كه : ابتدا شارع ، لفظ « صلاة » را ( به عنوان مثال ) براى مركّب و مجموع تامّ صحيح كه واجد تمام اجزاء و شرايط است ، وضع كرد . سپس عرف به دليل تسامح و عدم دقت عقلى در مسائل ، اين لفظ را بر مركّب فاقد بعضى از اجزاء و شرايط هم ، اطلاق مىكند و شارع نيز كه در مسائل ، مرام و مسلك عرفى دارد ، اين اطلاق را پذيرفته است . البته بايد دانست لفظى كه براى مركّب تامّ صحيح وضع شده ، اطلاق آن بر « مركّب فاقد بعض اجزاء » از باب مجاز ادّعائى سكاكى « 1 » مىباشد ، نه از باب مجاز در كلمه ( آن‌طور كه نظر مشهور است ) ، يعنى چون « فاقد » در صورت و شكل و يا در اثر و نتيجه ، مانند « واجد » ( مركّب تامّ ) است ، عرف آن را نازل منزلهء « واجد » قرار داده است ، به اين صورت كه گويا « صلاة » دو فرد دارد : 1 - فرد حقيقى ( صلاة تامّ صحيح ) . 2 - فرد ادّعائى و تنزيلى ( صلاة فاقد بعض اجزاء ) . بل يمكن دعوى . . . اين عبارت ناظر است به اينكه : اطلاق لفظ « صلاة » بر « فاقد » ، نه تنها از باب مجاز سكاكى است ، بلكه مىتوان ادّعا كرد كه بعد از استعمال لفظ « صلاة » ( يك‌بار يا چند بار ) در « فاقد » به نحو تنزيل و ادّعا ، اين لفظ در اين « فاقد » ، حقيقت شده است ، بدون اينكه به كثرت استعمال و شهرت نياز داشته باشد ، و فقط به خاطر انسى كه از جهت مشابهت « فاقد » و « واجد » در ظاهر و شكل و يا از جهت مشاركت در اثر و نتيجه دارد ، حاصل مىشود . كما فى أسامى المعاجين . . . در اين عبارت اسامى عبادات ، به اسامى معجون‌ها تنظير شده است ، به اين بيان كه : ابتداء لفظ معجونى - مثلا - به ازاى مركّب تامّ و كامل كه اجزاى خاصّى ( مثلا ده جزء ) دارد ، وضع شده است ، ولى بعدا عرف از باب تنزيل فرد فاقد بعض اجزاء به منزلهء « واجد و كامل » ، اين لفظ معجون را بر معجونى كه فاقد برخى اجزاء باشد ( مثلا بر معجون هشت جزئى ) ، اطلاق

--> ( 1 ) . تفصيل مطلب دربارهء مجاز سكّاكى گذشت .